سلاااام.دوباره آمديم.دلمان تنگ اينجا شده بود.

اينقد اينجا ننوشتم نميدونم چطور شروع كنم!انگاري نوشتن يادم رفته باشه...روزي كه پاتوفيزيولوژي شروع شد فكر ميكردم ديگه زمان خوندن يه مشت مطلب حفظي به سر اومده،فكر ميكردم كلي از درسهايم لذت خواهم برد،ولي...

يه چيزهايي هست كه خيلي تو ذوق ميزنه...اتند خودش دير مياد...اتند هشت و نيم شروع به درس دادن ميكنه و نه و نيم تمومش ميكنه.كلاسي كه بايد 2 ساعت باشه...كلاس 10-12 هم ول ميكنه ميره و اين ما هستيم كه بايد يه روز ديگه در گرماي اهواز بلند بشيم بيايم دانشگاه...استاد ما كه ماشين كولردار زير پامون نيست كه...ما كه اونقد مايه دار نيستيم هميشه هر ساعتي شما و دوستان اراده كردين از اون سر شهر آژانس بگيريم بيايم يوني...چرا براي وقت دانشجو احترام قائل نيستي استاد؟...وقت همكارتو ميگيري و ما مجبور ميشيم واسه اون هم فوق العاده بيايم بعد دوباره كلاس كنسل ميكني؟حالا ما فردا بيكاريم و دو روز بايد جبراني بيايم...درسته آخه؟اگه مطلب اونقدر كمه كه 1 ساعته تمومه چرا در يك جلسه دو تا مبحثو نميگي؟ها؟و اگه مطلب زياده وجدانت چطور اجازه ميده قيچيش كني بري؟اينا جواب داره...

كورس قلبه...ميگم استاد اين اصطلاحاتو نميدونيم چيه كه بخوايم درسو بفهميم...ميگه خانم دكتر بعدا ميخونيد!!! پس فايده ي كلاس شما چيه استاد؟اومدم دو ساعت نشستم كه چهار تا اصطلاح بشنوم بدون اينكه معنيشو بفهمم و به اميد اينكه بعدا ميخونيمش بلند بشم برم؟

آقاي دكتر...استاد من...آقاي فلاني معاون آموزشي دانشكده...پزشك خوب لزوما معلم نيست...لزوما نميتونه خوب درس بده...كسي كه از يه ورق كاغذ!روخوني!ميكنه معلمه؟روخوني ميكنه،اونم با صداي آروم؟خيلي معلمي بلده كه آخر كلاس از 90 و خرده اي نفر،20 نفر مونده بودن اونم از ترس غيبت خوردن؟داداش 10 ساله ي من با صداي رساتري ميتونست روخوني كنه...

مسئول آموزش دانشكده...دكتر ق...يك هفته است لنگ يك امضاي شما هستيم...شما كجاييد دكتر؟يك هفته است جلسه ايد؟يك هفته است مرخصي هستيد؟يك هفته است وقت دو تا امضا نداريد؟يك هفته است كجاييد كه به ما ميگن نيومده...اگه جايي هستيد خب بگيد زيردستان! اعلام كنند ما هم بدونيم كي ميتونيم بيايم معرفي نامه هايمان را بگيريم...به خدا هوا گرم است دكتر ق...

نميدانيم چه كسي را مخاطب قرار دهيم...همه ميگويند وظيفه ي ما نيست...پس وظيفه ي چه كسي است؟آقا به خدا كلاسهاي 107 و 108 كيفيت آموزشي ندارد...به خدا در يك كلاس 2 ساعته چندبار باتري ميكروفون عوض ميشود...خدا روزي را نيارد كه ميكروفون نباشد و استاد هم صدايي آرام داشته باشد...كلاس ميشود كلاس وراجي و غيبت و خنده...آيا كلاس دانشكده ي پزشكي بايد اينگونه باشد؟

دكتر فلاني...رابينز منبع دستياري است...گفته هاي شما يك دهم مطالب را هم پوشش نميدهد...ما با دهان باز به كتاب مينگريم....كيسهايي كه در دوره ي اينترني شما براي پره و دستياري ما نمي آيد...تو رو خدا كمي درسيتر درس بده...

استاد...باور بفرماييد خيلي حساس تشريف داريد...در اين 6 ترم كسي به ورودي ما نگفته شلوغ...كسي براي نصف كلاس منفي نگذاشته...استاد هرچه حساسيت بيشتري نشان دهيد دانشجوها بيشتر لج ميكنند...سر كلاس شما از ترس منفي خوردن و دعوا شدن جرات تكان خوردن نداشتيم...با ما مهربان باش خانم دكتر...

.

.

.

خطاب به اونايي كه منو ميشناسند:اگه ازم دلخوريد يا كاري كردم كه به شما برخورده لطفا مستقيم به خودم بگيد...خيلي زننده است به اين و اون ميگيد تا يكي پيدا بشه به گوشم برسونه...مگه بچه ايم؟مطمئن باشيد اگه اشتباه كرده باشم عذرخواهي ميكنم و هرجور شده از دلتون درميارم ولي لطفا خاله زنك نباشيد...در شان ما نيست...ممنونم