سمپادی های دانشگاه جندی شاپور اهواز
علت خود کشی اساتید ریاضی!
اگه من بودم که سر به بیابون می ذاشتم ...
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر ۱۳۸۸ ساعت
11:50 AM
توسط آذین صالحی نژاد |
سلام
این وبلاگ چند تا دوست قدیمیه که 10 ساله همدیگه رو می شناسن حالا هم می خوان از خاطرات , دل مشغولی ها و علاقه هاشون بنویسند!
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
آرشیو موضوعی
علمی
فرهنگی
سیاسی
عمومی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو!
نویسندگان
مستوره یوسفی
آذین صالحی نژاد
الهه
زهرا فتاحی نیا
سحر دادگستر
ما چند نفر!
مهسا برون
پیوندها
دكتر نفيس
لژیونلا
بچه سمپادي
شيطنت هاي يك دندانپزشك
دانشجویان پزشکی دانشگاه ایران (بهمن 87)
حياط خلوت يك نيمچه مهندس مخ افگار
پزشکی و زندگی
مرد جوان
سپيد پوشان مشرقي
گلدن سان
دكتر باران
یادداشتهای دختری که از خاطراتش فرار میکند!
دندانپزشك متين
دندانپزشك بيكار
الي فسقلي
من وتخصص وپزشکی و...
دکترمهسا
pharmacy & pharmacist(داش اکبر:دی)
طب اورژانس
آغوش خیال
در کوچه درس رهگذاریم هنوز
BLOGFA.COM